bookmark_border
نه فرشته ام نه شیطان
0

تعداد شرکت کننده در امتیازدهی :0 کاربر

  • adjust سبک موسیقی
  • adjust قالب موسیقی

«نه فرشته ام نه شیطان» هشت قطعه داردو تلفیقی است از آواز سنتی و موسیقی که به فضای غربی نزدیک شده. همایون شجریان در این آلبوم به عنوان خواننده حضور دارد. قطعات «درون آینه»، «دل به دل»، «کولی» و «شتک» با سازهای ایرانی، تک نوازی سه تار یا دونوازی، فضایی سنتی تر دارند. اما قطعاتی مثل «همه هیچم»، «چونی بی من» و «در حصار شب»، گرچه همچنان در فضای موسیقی ایران قرار دارند، اما بیشتر به فضای موسیقی غربی نزدیک شده اند.«پدرو استاچه»، «جان ویکفیلد»، «جیمی جانسون»، «رامون استینارو»، «مهمت آکتای»، «سهراب پور ناظری» و «شجاعت حسین خان» تعدادی از نوازندگان برجسته ای هستند که در این آلبوم نوازندگی کرده اند.
متن آهنگ نه فرشته ام نه شیطان
نه فرشته ام ، نه شیطان ، کی ام و چی ام؟ همینم!
نه ز باده و نز آتش ، که نواده ی زمینم!
منم و چراغ خردی که بمیرد از نسیمی
نه سپیده دم به دستم ، نه ستاره بر جبینم
منم و ردای تنگی که به جز «من» اش نگنجد
نه فلک بر آستانم ، نه خدا در آستینم
نه حق حقم ، نه ناحق نه بدم ، نه خوب مطلق
سیه و سپیدم : ابلق! که به نیک و بد عجینم
نه برانمش ، نه در بر ، کِشَمَش ، غم است دیگر!
چه بگویم از حریفی که من اش نمی گزینم؟
نزنم نمک به زخمی که همیشگی است ، باری ،
که نه خسته ی نخستین ، نه خراب آخرینم
تب بوسه ایم از آن لب ، به غنیمت است امشب
که نه آگه ام که فردا ، چه نشسته در کمینم
چرا رفتی؟
چرا رفتی چرا من بی‌قرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست چرا رفتی چرا من بی‌قرارم به سر سودای آغوش تو دارم خیالت گرچه عمری یار من بود امیدت گرچه در پندار من بود بیا امشب شرابی دیگرم ده ز مینای حقیقت ساغرم ده چرا رفتی چرا من بی‌قرارم به سر سودای آغوش تو دارم چرا رفتی چرا من بی‌قرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست چرا رفتی چرا من بی‌قرارم به سر سودای آغوش تو دارم دل دیوانه را دیوانه‌تر کن مرا از هر دو عالم بی‌خبر کن بیا امشب شرابی دیگرم ده ز مینای حقیقت ساغرم ده چرا رفتی چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم سیمین بهبهانی
درون آینه‌ روبرو
درون آینه‌ روبرو چه می بینی؟ تو ترجمان جهانی بگو چه می بینی؟ تویی برابر تو، چشم در برابر چشم در آن دو چشم پر از گفت و گو چه می بینی؟ تو هم شراب خودی هم شراب خواره ی خود سوای خون دلت در سبو چه می بینی؟ |به چشم واسطه در خویشتن که گم شده ای میان همهمه و های و هو چه می بینی؟ |به دار سوخته، این نیم سوز عشق و امید که سوخت در شرر آرزو، چه می بینی؟ در آن گلوله‌ی آتش گرفته‌ای که دل است و باد می بردش، سو به سو چه می بینی؟ حسین منزوی
دل به دل
دل سپرده ام من به روی تو در دل من است آرزوی تو دل سپرده ام من به روی تو در دل من است آرزوی تو بخت آینه باشدم اگر مینشاندم رو به روی تو جان جان جان از همه جهان میکشد دلم پر به سوی تو دل به دل ز تو تا تو آمدم قبله گاه من خاک کوی تو دل به دل ز تو تا تو آمدم قبله گاه من خاک کوی تو منکه عاشقم مست و سرخوشم جرعه میکشم من صبوی تو گنج آرزو در دل منی گنج آرزو در دل منی در دلم کنم جست و جوی تو در دلم کنم جست و جوی تو جان جان جان از همه جهان می کشد دلم پر به سوی تو هومن ذاکایی
همه هیچم
نه فرشته ام نه شیطان کی ام و چی ام؟ همینم نه زبادم و نه آتش که نواده ی زمینم منم و چراغ خردی که بمیرد از نسیمی نه سپیده دم به دستم نه ستاره بر جبینم منم و ردای تنگی که به جز من اش نگنجد نه فلک بر آستانم نه خدا در آستینم نه حق حقم نه ناحق نه بدم نه خوب مطلق سیه و سپیدم :ابلق ? که به نیک و بد عجینم تب بوسه ایم از آن لب به غنیمت است امشب که نه آگهم که فردا چه نشسته در کمینم نزنم نمک به زخمی که همیشگی ست باری که نه خسته ی نخستین نه خراب آخرینم حسین منزوی
چونی بی من؟
ای همدم روزگار چونی بی من؟ ای مونس و غمگسار چونی بی من؟ من با رخ چون خزان زردم بی‌تو تو با رخ چون بهار چونی بی من؟ ای زندگی تن و توانم همه تو جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی، از آنی همه‌من من نیست شدم در تو، از آنم همه تو عشقت به دلم درآمد و شاد برفت باز آمد و رخت خویش بنهاد برفت گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت ای در دل من میل و تمنا همه تو واندر سر من مایه‌ سودا همه تو هرچند به روزگار در می‌نگرم امروز همه تویی و فردا همه تو مولوی
شتک
شتک زده است به خورشید خون بسیاران بر آسمان که شنیده است از زمین باران دریده شد گلوی نی زنان عشق نواز به نیزه ها که بریدندشان ز نیزاران نسیم نیست نه بیم است بیم دار شدن که لرزه می فکند بر تن سپیداران سراب امن و امان است این نه امن و امان که ره زده است فریبش به باور یاران چو چاه ریخته آوار میشوم بر خویش که شب رسیده و ویران ترند بیماران برای من سخن از من مگو به دلجویی مگیر آینه پیش ز خویش بیزاران کجا به سنگرس دیو و سنگ بارانش در آبگینه حصاری شوند هشیاران حسین منزوی

اطلاعات اثر
  • عنوان
    نه فرشته ام نه شیطان
  • عنوان بین المللی
  • عنوان فرعی
  • موضوع
  • قالب
    موسیقی
  • زبان
  • تامین کننده
    فرآوری فضای مجازی
  • درجه سنی
  • رده سنی مجاز
  • سال شروع پخش
    0
  • وضعیت پخش
  • تعداد قطعات
    8
  • قیمت(ریال)
  • سبک اصلی
    موسیقی
  • نوع موسیقی
  • نوع اجرا
    ارکستر
  • نوع دستگاه
  • نوع سبک
    موسیقی سنتی
  • نوع ریتم
  • مدت زمان
    28760000000
  • شناسه بازار
    42

ثبت نظر

برای ثبت نظر با نام کاربری خود ابتدا وارد شوید.

نظرات کاربران

نظرسنجی